ماتیس میگه وقتی پرتره میکشی گوش رو فراموش نکن . این یه نکته ی زیبایی شناسانه س  یا یه سلیقه ی فردی ؟

.


طراحی به دنبال دو چیز است . توانایی تحلیل . توانایی اجرا . هر کدام نباشد دیگری لنگ می زند . اما  در نهایت ، طراحی یک توانایی ذهنی است.

.


حرکت از کل به جزء ، مثل شروع یک ساختمان با اسکلت است . حرکت از جزء به کل ، مثل شروع یک ساختمان از پریز برق اتاق نشیمن طبقه ی هشتم  است. به نتیجه رسیدنش سخته .


زمان مفیدتون  رو برای کار ( طراحی ) اختصاص بدید .  زمان های غیر مفید به درد نمیخورد. طراحی نیاز به آمادگی ذهنی دارد.


وقتی شروع میکنید به طراحی و احساس میکنید حوصله ندارید، بلند نشید. بنشینید . کاری نکنید. اجازه دهید ذهن شما به انتظار طراحی بنشیند.


بازی کردن میتواند خلاقیت را گسترش دهد.  نتایج یک پژوهش میگوید که میزان خلاقیت افراد بعد از بازی ،  افزایش می یابد.


اگه میخوای از یه مدل نقاشی کنی ،  مستقیم نرو سراغ سوژه . از بک گراند شروع کن


سوال کردن خیلی خوبه . برای نقاش اما ، پاسخ سوال از طریق کار کردن بدست میاد،  نه از طریق پرسیدن


یه سوال بنیادین وجود داره ! چرا طراحی میکنیم . منم پاسخ این سوال رو  نمی دونم .


گاها تلاش های ما برای به وجود آوردن یه یک نقاشی بی نتیجه س . چیزی به وجود نمیاد .  این اتفاق خیلی طبیعیه. قرار نیست همه ی فعالیت های ما  ، یک نتیجه ی قابل لمس و مشخص و واضح بده .
شاید خود این تلاش ها ، همون نتیجه ی مورد نظر باشه


نگاه کردن به نقاشی ،  خودش ، بخشی از فرآیند نقاشیه .  جدی بگیریدش . مرتضی نعمت الهی


وقتی میریم کلاس نقاشی دنبال یه چیزی هستیم . وقتی میریم کلاس طراحی باید دمبال یه چیز دیگه باشیم .
اما عمومن در هر دو کلاس طراحی و نقاشی دمبال یه چیز هستیم. کشیدن چیزها ( با رنگ یا بدون رنگ ) چرا ؟ ! شاید تلقی ما از این دو ( طراحی و نقاشی ) کمی غیر دقیقه

یه نقاشی فیگوراتیو زمانی موفقه که  درک آبستراکت درونش  شکل گرفته باشه . یه نقاشی ، مجموعه ای از روابط آبستره س. چه  کار ، فیگوراتیو باشه چه انتزاعی .


اگه بتونیم یه سیب رو خوب بکشیم معناش اینه که ما طراح خوبی هستیم ؟! باید با  جاه طلبی به این سوال پاسخ بدیم


اگه هنر مدرن پاسخ هایی اندیشمندانه به سوالات میداد ، هنر پست مدرن ، پاسخ هایی فردی به سوالات میده


در نقاشی ، یه سطح با یه رنگ ذهنی ،  با وسعت کم ، میتونه پاسخی باشه به یه سطح رنگی با رنگ عینی با وسعت خیلی بیشتر . تصاویر ذهنی ، گاهی آشنایی زدایی میکنن از ادراکات عینی ما . برای همینه که بهتر و بیشتر دیده میشه . چون دچار آشنایی زدایی شدن


روان هنرمند ، همون چیزیه که اثرش رو شکل میده. دسترسی به روان ، کار سختیه . صداقت و جدیت نیاز داره .  برای همینه که سزان میگفت  یک طرح خوب ، یک طرح دقیق نیست ، بلکه یک طرح صادقانه است.


کنکاش های بشر برای درک بیشتر و بهتر ، همواره وجود داشته ، اما جنس پاسخ  ها همواره در حال تغییره. قرار نیست ما پاسخ های کلیشه ای به سوال های یکسان بدیم .


ذهنیت ما توسط  پارامترهای متنوعی ساخته میشه . مجموعه ی این اقدامامت میتونه ، ویژگی های مختلفی رو در ما شکل یا گسترش بده . از این جهته که نقاش  برای خودش برنامه های متنوع و در عین حال درست و دقیقی برنامه ریزی میکنه