عکس و بازنمایی اولیه

عکاسی به مثابه یک مدیوم مرتبط با بازنمایی(یکی از کارکردهای عکس) , همواره مورد توجه بود است . مستند سازی ها , گزارش ها , ثبت وقایع و خاطرات اولین رفتارهای این مدیوم می باشد. اما این مدیوم که تلاش داشته است بازنمایی دقیقی از وضعیت ها و رخداد ها ارائه دهد , در بازنمایی دقیق و کامل از یک عینیت با دشواری هایی روبرو بوده است. تصاویر ثبت شده و عینیت ها , عمومن با یک دره از یکدیگر جدا می شوند . هر تصویر بازنمایانه , فاصله ای با عینیت دارد. چرا ؟
دریافت ما نسبت به یک عینیت, با یک عکس بازنمایانه از همان عینیت, عموما فاصله دارد. چرا ؟
چرا عکس ها رفتاری آشنایی زدا نسبت به عینیت خود دارند ؟
عکس های بازنمایانه گاها آنقدر با عینیت خود فاصله می گیرند که به سختی میتوان وجود ارتباط میان یک تصویر و عینیت مرتبط با آن را باور داشت . چرا ؟
برای نزدیک شدن به پاسخی مناسب برای پرسشهایی از این دست, بایستی به ویژگی هایی اشاره کنیم که همواره با یک مکان, شی یا فرد همراه می باشد. این ویژگی ها به همراه متعلق آنها, یک تصویر در ذهن بیننده ایجاد می نماید. این تصویر ذهنی, عمومن با آن عینیت نزدیکی حداکثری و در عین حال نسبی دارد. از سوی دیگر, فردی که در حال نظاره یک رخداد, فضا , مکان یا شی می باشد, متاثر از ویژگی های روانی خود, تاثیری بر تصویر ثبت شده در ذهن می گذارد. پس تصویری که در یک ذهن ثبت می شود , محصول سه فرآیند است : اول . مولفه های فیزیکی حاکم بر سوبژه . دوم : خصوصیات روانی حاکم بر ذهن بیننده ی سوبژه . سوم : بعد خاطره ی بیننده از سوبژه . در طی فرآیند عکاسی , معمولا یک عکاس آماتور تلاش میکند تا تصویری واقع گرایانه (!) ارائه دهد. تصویری که او ارائه می دهد, شباهت هایی با عینیت دارد اما تفاوت هایی نیز در کار است . تفاوت میان منظر لنز و منظر چشم ( که در پس آن ذهن قرار دارد) یکی از این تفاوت هاست . این تفاوت صرفا به تفاوت های فیزیکی لنز دوربین و چشم انسان بر نمی گردد . بلکه آنچه به هوشمندی ذهن انسان بر می گردد , تفاوت میان این دو را تعریف می کند.
عکاس هنرمند تلاش می کند با درک این خطاها و تفاوت های رفتاری میان انسان و دوربین, و درک آن سه مولفه ی فوق, در هنگام عکاسی عمل های مورد نیاز برای ثبت دقیق تری از تصویر ذهنی خود از عینیت را انجام دهد. به عبارتی دیگر , آنچه عکاس از یک عینیت ارائه می دهد , ترجمه ی آن عینیت به تصویر است.
حبیب رضایی / دیماه نود و پنج