درباره ی طراحی

.
اگر #طراحی را فرایندی بیشتر ناخوداگاهانه تصور کنیم، آنگاه آنچه طراحی قرار است درباره ی آن به ما بگوید کمی آشکارتر میگردد. مم
از این رو آنچه ما عمیقن به آن دلبستگی داریم، در فرآیند #طراحی آشکار تر میگردد. م
طراحی ، فرایندی است که در آن ، بخشی از فضای ذهنی ما که کمتر در دسترس است، امکان آشکارشدن در یک #مدیوم مشخص، می یابد.م
شاید این سخن #سزان که ” یک طرح خوب ، یک طرح دقیق نیست، بلکه یک طرح صادقانه است . ” اشاره به همین مساله داشته است .م

.

در دوران #مدرن، اول بار این ایده طرح شد که #طراحی میتواند در خدمت #نقاشی نباشد. این، زمانی است که #رنگ نیز دیگر نمیخواهد در خدمت توصیف یک شی باشد و تمایل به هویت مستقل دارد . این را به نام ” رهایی رنگ از فرم” میشناسیم. #سزان..  م
این رهاسازی ها ، استقلال را به این مفاهیم بازگرداند . در این زمان به آرامی ، #طراحی نیز در جسنجوی هویتی مستقل برآمد و تلاش کرد وابستگی اش به #نقاشی را قطع کند . محصول این رهاییِ #طراحی از #نقاشی، شکل گیری ده ها جریان هنری مهم در یک بازه ی زمانی هفتادساله شد.. این آزادی عمل، #طراحی را از تسلط #نقاشی، خارج و به یک نیرویِ پیش برنده یِ خلاقِ جستجوگرِ تازگی،، مبدل کرد. م

.

اگر آنچه در طراحی انجام می دهیم، مشابه همان کاری است که در نقاشی انجام می دهیم ، دلیل انجام این کار تکراری چیست؟
طبیعتن این سوال در دوران مدرن و امروزه ، بسیار جدی تر طرح شد . طراحی ، فرآیند اندیشیدن هنرمند است.  به همین دلیل است که طراحی برای ما و برای هنرمندان معیار ( حداقل در دوران مدرن) گویی دو چیز کاملا متفاوت است.. م